Bahrain

bɑːˈreɪn bɑːˈreɪn
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

پایتخت:‌ منامه

ملیت: بحرینی

مخفف: BH

معنی

پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد bahrain

  1. noun An island country in the Persian Gulf off the coast of Saudi Arabia; oil revenues funded progressive programs until reserves were exhausted in 1970s
    Synonyms: bahrein, State of Bahrain, Bahrain Island, Bahrein Island

ارجاع به لغت bahrain

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bahrain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bahrain

لغات نزدیک bahrain

پیشنهاد بهبود معانی