Be Taken Ill

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
ناگهان بیمار شدن، مریض شدن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
- She was taken ill suddenly and had to go to hospital.
- او ناگهان بیمار شد و مجبور شد به بیمارستان برود.
- He was taken ill with food poisoning.
- او به دلیل مسمومیت غذایی مریض شد.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت be taken ill

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «be taken ill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/be-taken-ill

لغات نزدیک be taken ill

پیشنهاد بهبود معانی