متحیر شدن، شگفتزده شدن، غافلگیر شدن، مبهوت شدن، جا خوردن، شوکه شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He was taken aback at the unexpected compliment.
او از تعریف غیرمنتظره، حسابی جا خورد.
We were taken aback by the sudden change in plans.
ما از تغییر ناگهانی برنامهها، شگفتزده شدیم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «be taken aback» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/be-taken-aback