آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۴

      Beat Time

      معنی beat time

      collocation

      رنگ گرفتن، ضرب گرفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست
      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج beat time

      معنی beat time به فارسی چی می‌شه؟

      عبارت «Beat time» در زبان فارسی به «ضرب گرفتن» یا «تعیین ریتم» ترجمه می‌شود.

      این ترکیب بیشتر در حوزه‌ی موسیقی کاربرد دارد و به عمل حرکت دادن دست یا یک وسیله (مانند چوب رهبری ارکستر) برای مشخص کردن ریتم و ضرب‌آهنگ موسیقی اشاره دارد. با این کار، هماهنگی بین نوازندگان و خوانندگان ایجاد می‌شود و آن‌ها می‌توانند با یک نظم واحد اجرا کنند. در حقیقت، «beat time» همان چیزی است که باعث می‌شود یک قطعه‌ی موسیقی از آشفتگی خارج شده و به شکلی منسجم و هماهنگ شنیده شود.

      وقتی از «beat time» سخن می‌گوییم، معمولاً تصویر رهبر ارکستر در ذهن تداعی می‌شود که با حرکات دست یا چوب رهبری، سرعت و ضرب‌آهنگ قطعه را مشخص می‌کند. اما این مفهوم محدود به اجرای ارکستر نیست و در بسیاری از موقعیت‌های موسیقایی دیگر هم دیده می‌شود. برای مثال، حتی فردی که هنگام شنیدن آهنگ با پای خود ضرب می‌گیرد یا با دست روی میز می‌کوبد، در واقع دارد «زمان می‌گیرد» و به شکلی غیررسمی ریتم را دنبال می‌کند.

      از منظر موسیقی‌شناسی، «beat time» نقشی بنیادی در شکل‌گیری و درک موسیقی دارد. موسیقی بدون ریتم قابل شناسایی نیست، زیرا ضرب‌آهنگ چارچوبی ایجاد می‌کند که ملودی و هارمونی بر روی آن قرار می‌گیرند. بنابراین، عمل «زمان گرفتن» نه تنها برای هماهنگی نوازندگان ضروری است، بلکه برای شنونده هم درک‌پذیری موسیقی را آسان‌تر می‌سازد. وقتی فردی ریتم را احساس می‌کند و ناخودآگاه همراه با آن حرکت می‌کند، در حقیقت دارد «beat time» را تجربه می‌کند.

      از جنبه‌ی زبانی، این عبارت فراتر از موسیقی نیز کاربرد دارد و گاهی به شکل استعاری برای اشاره به هماهنگ شدن با یک جریان یا حرکت به کار می‌رود. برای مثال، ممکن است گفته شود کسی «beats time with life» به معنای این که با ریتم طبیعی زندگی همگام است. چنین استفاده‌هایی نشان می‌دهد که این عبارت ریشه‌ای عمیق در تجربه‌ی انسانی دارد و فراتر از یک اصطلاح صرفاً موسیقایی عمل می‌کند.

      از دیدگاه فرهنگی، «beat time» نمادی از هماهنگی و نظم جمعی نیز محسوب می‌شود. در بسیاری از سنت‌ها، موسیقی و رقص بر پایه‌ی ضرب‌آهنگ مشترک شکل می‌گیرند و عمل زمان گرفتن، ارتباط میان افراد را تقویت می‌کند. هماهنگ شدن چندین نفر با یک ریتم واحد، نوعی حس جمعی و همبستگی ایجاد می‌کند که ریشه در عمل ساده‌ی «beat time» دارد. به همین دلیل است که این عبارت نه‌تنها در موسیقی، بلکه در مفاهیم گسترده‌تر انسانی نیز ارزش و معنا یافته است.

      ارجاع به لغت beat time

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «beat time» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/beat-time

      لغات نزدیک beat time

      • - beat the odds
      • - beat the rap
      • - beat time
      • - beat to a pulp
      • - beat to the draw
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.