آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Bellows

      ˈbeloʊz ˈbeləʊz

      گذشته‌ی ساده:

      bellowed

      شکل سوم:

      bellowed

      وجه وصفی حال:

      bellowing

      معنی bellows | جمله با bellows

      noun plural

      دم (ابزاری برای دمیدن هوا)

      The blacksmith used the bellows to blow air into the forge.

      آهنگر از دم برای دمیدن هوا به داخل فورج (کوره‌ی آهنگری) استفاده می‌کرد.

      The chef used a small bellows to blow air onto the charcoal

      سرآشپز از یک دم کوچک برای دمیدن هوا روی زغال استفاده کرد

      noun plural

      هنر (عکاسی) بیلوز (قطعه‌ای آکاردئونی‌شکل که بین لنز و صفحه‌ی فیلم یا سنسور دوربین قرار می‌گیرد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The photographer carefully adjusted the bellows on his large format camera before capturing the shot.

      عکاس قبل از گرفتن عکس، بیلوز دوربین قطع بزرگ خود را با دقت تنظیم کرد.

      The bellows on the antique camera were made of leather and had a beautiful patina.

      بیلوز روی دوربین آنتیک از چرم ساخته شده بود و پتینه‌کاری زیبایی داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bellows

      1. verb make a loud noise, as of animal
        Synonyms:
        calls cries shouts yells screams roars bawls hollers whoops howls shrieks clamors blares barks yaps yawps blusters vociferates weeps routs
      1. noun a very loud utterance (like the sound of an animal)
        Synonyms:
        cry roars howls hollers bawls clamors yowls
      1. verb to utter in a loud, powerful voice.
        Synonyms:
        yells

      سوال‌های رایج bellows

      گذشته‌ی ساده bellows چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bellows در زبان انگلیسی bellowed است.

      شکل سوم bellows چی میشه؟

      شکل سوم bellows در زبان انگلیسی bellowed است.

      وجه وصفی حال bellows چی میشه؟

      وجه وصفی حال bellows در زبان انگلیسی bellowing است.

      ارجاع به لغت bellows

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bellows» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bellows

      لغات نزدیک bellows

      • - bellona
      • - bellow
      • - bellows
      • - bellpull
      • - bells and whistles
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.