آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ تیر ۱۴۰۵

      Bulimic

      buːˈliːmɪk bʊˈlɪmɪk

      معنی bulimic | جمله با bulimic

      adjective

      روان‌شناسی سلامت روان مبتلا به پرخوری عصبی، مربوط به پرخوری عصبی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The documentary explored the lives of bulimic teenagers and their struggles.

      آن مستند به زندگی نوجوانان مبتلا به پرخوری عصبی و مبارزات آن‌ها پرداخت.

      He recognized bulimic behaviors in his friend and encouraged him to seek help.

      او رفتارهای مربوط به پرخوری عصبی را در دوستش شناخت و او را تشویق کرد که به‌دنبال درمان برود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Family members worried when they realized he was bulimic.

      اعضای خانواده وقتی فهمیدند او مبتلا به پرخوری عصبی است نگران شدند.

      Therapists explained that bulimic patterns can be treated with cognitive behavioral therapy.

      روان‌درمانگران توضیح دادند که الگوهای مربوط به پرخوری عصبی را می‌توان با درمان شناختی-رفتاری درمان کرد.

      She is bulimic and attends therapy weekly.

      او مبتلا به پرخوری عصبی است و هر هفته در جلسات درمانی شرکت می‌کند.

      noun countable

      روان‌شناسی سلامت روان فرد مبتلا به پرخوری عصبی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      A bulimic often feels out of control around food.

      فرد مبتلا به پرخوری عصبی اغلب در حضور غذا احساس از دست دادن کنترل می‌کند.

      She is a bulimic.

      او فرد مبتلا به پرخوری عصبی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The bulimic sought therapy.

      آن فرد مبتلا به پرخوری عصبی به‌دنبال درمان رفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت bulimic

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bulimic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bulimic

      لغات نزدیک bulimic

      • - bulimia
      • - bulimia (nervosa)
      • - bulimic
      • - bulk
      • - bulk buy
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      half-price heat hosepipe anatomy betterment a bit of a a friend in need, a friend indeed a penny for your thoughts a salvage operation absolute lemon accompaniment add colour to agglomeration akan alienation مایه‌ی حیات عندالمطالبه عندالاستطاعه میان‌وعده قدغن فهم فضل کوتاه کردن مو کوتاه کوته گروه مشورت جمله‌ی شرطی خاستن خواست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.