روانشناسی سلامت روان مبتلا به پرخوری عصبی، مربوط به پرخوری عصبی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
The documentary explored the lives of bulimic teenagers and their struggles.
آن مستند به زندگی نوجوانان مبتلا به پرخوری عصبی و مبارزات آنها پرداخت.
He recognized bulimic behaviors in his friend and encouraged him to seek help.
او رفتارهای مربوط به پرخوری عصبی را در دوستش شناخت و او را تشویق کرد که بهدنبال درمان برود.
Family members worried when they realized he was bulimic.
اعضای خانواده وقتی فهمیدند او مبتلا به پرخوری عصبی است نگران شدند.
Therapists explained that bulimic patterns can be treated with cognitive behavioral therapy.
رواندرمانگران توضیح دادند که الگوهای مربوط به پرخوری عصبی را میتوان با درمان شناختی-رفتاری درمان کرد.
She is bulimic and attends therapy weekly.
او مبتلا به پرخوری عصبی است و هر هفته در جلسات درمانی شرکت میکند.
روانشناسی سلامت روان فرد مبتلا به پرخوری عصبی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
A bulimic often feels out of control around food.
فرد مبتلا به پرخوری عصبی اغلب در حضور غذا احساس از دست دادن کنترل میکند.
She is a bulimic.
او فرد مبتلا به پرخوری عصبی است.
The bulimic sought therapy.
آن فرد مبتلا به پرخوری عصبی بهدنبال درمان رفت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bulimic» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bulimic