به نامِ، دارای نامِ، با عنوانِ، ملقب به، به قولِ، معروف به اسمِ
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We visited a charming little cafe called 'The Daily Grind' downtown for breakfast.
ما برای صبحانه به کافهای کوچک و دلنشین به نام «د دیلی گرایند» در مرکز شهر رفتیم.
My neighbor has a really friendly dog called Max, who loves playing fetch.
همسایهی من یک سگ واقعاً مهربان معروف به اسمِ مکس دارد که عاشق بازی پرتاب و گرفتن است.
many are called, but few are chosen
افراد زیادی فراخوانده میشوند، ولی معدودی از آنها برگزیده میشوند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «called» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/called