آتش کمپ، آتش اردوگاه (آتشی که در اردوگاه روشن میکنند و دور آن گرد میآیند)
We sat around the campfire to roast marshmallows.
ما دور آتش کمپ نشستیم تا مارشمالو کباب کنیم.
Singing songs by the campfire is a fun tradition.
آواز خواندن کنار آتش کمپ یک سنت سرگرمکننده است.
Everyone shared stories around the campfire.
همه دور آتش کمپ داستان تعریف کردند.
The campfire kept us warm during the cold night.
آتش کمپ در طول شب سرد ما را گرم نگه داشت.
جمع دور آتش برای گفتگو یا سرگرمی، گردهمایی خودمانی (دور آتش اردوگاه)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The campfire was dancing and having fun.
جمع دور آتش در حال رقص و شادمانی بودند.
ُThe campfire was happy and laughing.
جمع دور آتش خوشحال بودند و میخندیدند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «campfire» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/campfire