آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ مهر ۱۴۰۴

      Capsulate

      معنی capsulate

      adjective

      ( capsulated =) در محفظه یا حفره قرار گرفته، واقع در کپسول

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد capsulate

      1. verb enclose in a capsule
        Synonyms:
        capsule capsulize capsulise
      1. adjective used of seeds or spores that are enclosed in a capsule
        Synonyms:
        capsulated

      سوال‌های رایج capsulate

      معنی capsulate به فارسی می‌شه؟

      کلمه‌ی «capsulate» در زبان فارسی به «کپسول‌بندی کردن» ترجمه می‌شود.

      این واژه به فرایند قرار دادن یک ماده، مایع یا ترکیب درون یک پوشش محافظ به شکل کپسول اشاره دارد. کپسول‌بندی به منظور محافظت از ماده، کنترل آزادسازی آن، افزایش ماندگاری و سهولت در مصرف انجام می‌شود و کاربردهای گسترده‌ای در صنایع داروسازی، غذایی و شیمیایی دارد.

      در داروسازی، capsulate کردن داروها اهمیت ویژه‌ای دارد. بسیاری از داروها حساس به نور، حرارت یا اسید معده هستند و کپسول‌بندی می‌تواند از تخریب آن‌ها جلوگیری کند. همچنین، این فرایند اجازه می‌دهد دارو به شکل هدفمند و با زمان‌بندی مشخص در بدن آزاد شود، که تأثیر درمانی دارو را افزایش می‌دهد و عوارض جانبی آن را کاهش می‌دهد. به عنوان مثال، ویتامین‌ها، مکمل‌های غذایی و داروهای گیاهی اغلب به شکل کپسول ارائه می‌شوند تا جذب بهینه و راحتی مصرف‌کننده تضمین شود.

      در صنایع غذایی، capsulate کردن مواد غذایی مانند روغن‌های حساس، عصاره‌ها، طعم‌دهنده‌ها و پروبیوتیک‌ها کاربرد دارد. این فرایند باعث می‌شود که ترکیبات مغذی یا طعم‌ها محافظت شوند و تا زمان مصرف کیفیت خود را حفظ کنند. همچنین، کپسول‌بندی به تولید محصولات با آزادسازی کنترل‌شده کمک می‌کند، به‌طور مثال طعم‌دهنده‌ای که به مرور در نوشیدنی آزاد می‌شود یا مواد مغذی که در روده جذب می‌شوند، تجربه‌ای نوین برای مصرف‌کننده فراهم می‌آورد.

      از منظر علمی، capsulate کردن یک فناوری پیشرفته است که با استفاده از مواد پوششی مختلف مانند ژلاتین، پلیمرها یا لیپیدها انجام می‌شود. این روش می‌تواند اندازه ذرات کپسول را تنظیم کند و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی ماده درون کپسول را بهینه سازد. پژوهش‌های علمی در این حوزه به توسعه روش‌های جدید کپسول‌بندی با هدف افزایش کارایی، پایداری و ایمنی محصولات کمک می‌کند.

      capsulate بیش از یک فرایند فنی ساده است؛ این روش نشان‌دهنده‌ی توانایی بشر در محافظت، کنترل و بهینه‌سازی مواد مختلف برای استفاده‌های روزمره و صنعتی است. کپسول‌بندی کاربردهای متنوعی در داروسازی، غذایی، شیمیایی و حتی کشاورزی دارد و با افزایش کیفیت و کارایی محصولات، نقش مهمی در بهبود سلامت، رفاه و تجربه مصرف‌کننده ایفا می‌کند.

      ارجاع به لغت capsulate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «capsulate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/capsulate

      لغات نزدیک capsulate

      • - capstone
      • - capsular
      • - capsulate
      • - capsule
      • - capsulize
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.