Cause Pain

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
باعث درد شدن، درد ایجاد کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
- The injury caused him severe pain.
- جراحت باعث درد شدید او شد.
- His betrayal caused her a lot of emotional pain.
- خیانت او باعث درد عاطفی زیادی برای او شد.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت cause pain

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cause pain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cause-pain

لغات نزدیک cause pain

پیشنهاد بهبود معانی