زره سینه، سینهپوش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The chest plate was engraved with the family crest.
سینهپوش با نشان خانوادگی حکاکی شده بود.
The smith reinforced the chest plate with extra metal.
آهنگر زره سینه را با فلز اضافی مستحکم کرد.
The knight polished his chest plate before the battle.
شوالیه سینهپوشش را قبلاز نبرد جلا داد.
A dent on the chest plate showed where the sword had struck.
فرورفتگی روی زره سینه نشان میداد که شمشیر کجا برخورد کرده است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «chest plate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chest-plate