Come To A Standstill

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
متوقف شدن، از حرکت ایستادن، به بن بست رسیدن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- The traffic came to a standstill due to the accident.
- ترافیک به دلیل تصادف متوقف شد.
- Negotiations have come to a standstill.
- مذاکرات به بن بست رسیده است.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت come to a standstill

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «come to a standstill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/come-to-a-standstill

لغات نزدیک come to a standstill

پیشنهاد بهبود معانی