امکانات گرامرلی و هوش مصنوعی (AI) برای متون فارسی و انگلیسی

Create Problems

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
ایجاد مشکل

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- His behavior is creating problems for the team.
- رفتار او برای تیم مشکل ایجاد می‌کند.
- The lack of communication created many problems.
- فقدان ارتباط مشکلات زیادی ایجاد کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت create problems

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «create problems» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/create-problems

لغات نزدیک create problems

پیشنهاد بهبود معانی