گذشتهی ساده:
dug upشکل سوم:
dug upسومشخص مفرد:
digs upوجه وصفی حال:
digging upبیرون کشیدن، بیرون آوردن، از زیر خاک درآوردن، برداشت کردن (بعداز کندن زمین)
I will dig up the potatoes tomorrow.
من فردا سیبزمینیها را از زیر خاک درمیآورم.
The children dug up worms for bait.
بچهها کرمها را برای طعمه از زیر خاک بیرون کشیدند.
We dug up some ancient pottery at the site.
ما در آن محل، چند قطعه سفال باستانی از زیر خاک درآوردیم.
He dug up the buried time capsule last week.
او هفتهی گذشته، کپسول زمان دفنشده را بیرون آورد.
حفاری کردن، کندن (زمین)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They dug up the archaeological site carefully.
آنها سایت باستانشناسی را با دقت حفاری کردند.
They dug up the ground to search for the lost necklace.
آنها زمین را برای جستوجوی گردنبند گمشده کندند.
دوباره به جنگ پرداختن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «dig up» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dig-up