صفت تفضیلی:
more drylyصفت عالی:
most drylyشکل نوشتاری دیگر این لغت: drily
با طعنه، با کنایه، طعنهآمیز، کنایهآمیز
During the panel discussion, one economist dryly pointed out that the proposed solution, while well-intentioned, entirely overlooked fundamental market dynamics.
در طول بحث هیئت، یکی از اقتصاددانان با کنایه اشاره کرد که راهحل پیشنهادی هرچند با نیت خیر، پویاییهای اساسی بازار را کاملاً نادیده گرفته است.
When he suggested we work through the weekend, she responded dryly, 'Oh, what a delightful prospect.'
وقتی پیشنهاد داد آخرهفته کار کنیم، او با کنایه پاسخ داد: «اوه، چه چشمانداز دلپذیری.»
بهطور خشک، با خشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
In the academic paper, the author dryly concluded that the proposed solution lacked empirical support.
در مقالهی آکادمیک، نویسنده با خشکی نتیجه گرفت که راهحل پیشنهادی فاقد پشتیبانی تجربی است.
When asked about his long working hours, he simply replied dryly, 'Someone has to do it.'
وقتی در مورد ساعات کاری طولانیاش از او پرسیده شد، او با خشکی پاسخ داد: «یکی باید این کار را انجام دهد.»
Responding to the student's ambitious proposal, the faculty advisor dryly suggested a more pragmatic approach to the research.
مشاور هیئتعلمی در پاسخ به پیشنهاد بلندپروازانهی دانشجو، بهطور خشک رویکردی عملیتر را برای تحقیق پیشنهاد کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «dryly» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/dryly