Editor In Chief

American: ˈedətərɪnˈtʃiːf British: ˈedɪtərɪntʃiːf
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

plural
(روزنامه و بنگاه نشریاتی و غیره) سرویراستار، سرویرایشگر، سردبیر ارشد

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد editor in chief

  1. noun person in charge of the editorial staff
    Synonyms:
    managing editor executive editor senior editor editorial director

ارجاع به لغت editor in chief

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «editor in chief» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/editor in chief

لغات نزدیک editor in chief

پیشنهاد بهبود معانی