مصدر:
fan the flamesگذشتهی ساده:
fanned the flamesشکل سوم:
fanned the flamesسومشخص مفرد:
fans the flamesوجه وصفی حال:
fanning the flamesآتش بیار معرکه بودن، نفت روی آتش ریختن، آتشی را شعلهور کردن، هیزم روی آتش ریختن، به اختلافات دامن زدن، وضعیت بد را تشدید کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
His aggressive comments on social media only served to fan the flames of the argument.
نظرات پرخاشگرانهی او در رسانههای اجتماعی تنها به آتش اختلافات دامن زد.
The government's refusal to answer questions fanned the flames of public anger.
خودداری دولت از پاسخگویی به سوالات، به آتش خشم عمومی دامن زد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fan the flames» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fan-the-flames