فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fermium

ˈfermiəm ˈfermiəm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fermium

  1. noun A radioactive transuranic metallic element produced by bombarding plutonium with neutrons
    Synonyms: fm, atomic number 100

ارجاع به لغت fermium

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fermium» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fermium

لغات نزدیک fermium

پیشنهاد بهبود معانی