فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Free Soil

fɹi sɔɪl fɹiː sɔɪl
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

شکل نوشتاری این لغت در حالت صفت (adjective): free-soil

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    سرزمین آزاد (در آمریکا که پیش از الغای بردگی در آن برده‌داری مجاز نبود)
    • - The Abolitionists fought for the establishment of free soil in all territories of the United States.
    • - طرفداران الغای بردگی برای ایجاد سرزمین آزاد در تمام مناطق ایالات متحده مبارزه کردند.
    • - The issue of free soil played a significant role in the political debates of the mid-19th century.
    • - موضوع سرزمین آزاد نقش مهمی در بحث‌های سیاسی اواسط قرن نوزدهم داشت.
  • adjective
    مربوط به سرزمین آزاد
    • - The free-soil movement played a significant role in the political landscape leading up to the Civil War.
    • - جنبش سرزمین آزاد نقش مهمی در چشم‌انداز سیاسی منتهی به جنگ داخلی ایفا کرد.
    • - Many free-soil advocates believed that the presence of slavery in a territory hindered economic development and social progress.
    • - بسیاری از طرفداران سرزمین آزاد معتقد بودند که وجود برده‌داری در یک سرزمین مانع توسعه‌ی اقتصادی و پیشرفت اجتماعی می‌شود.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت free soil

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «free soil» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/free-soil-2

لغات نزدیک free soil

پیشنهاد بهبود معانی