گذشتهی ساده:
got up toشکل سوم:
got up toسومشخص مفرد:
gets up toوجه وصفی حال:
getting up toانگلیسی بریتانیایی کاری را انجام دادن، دست به کاری زدن (معمولاً کاری که نباید انجام شود)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite the strict security measures, it is concerning to consider what some individuals might get up to in unsupervised areas of the facility.
باوجود تدابیر امنیتی سختگیرانه، نگرانکننده است که تصور کنیم برخی افراد ممکن است در مناطق بدون نظارت تاسیسات دست به چه کارهایی بزنند.
I wonder what the kids are getting up to in the backyard; it's been awfully quiet for a while.
نمیدانم بچهها در حیاط پشتی مشغول چه کاری هستند؛ مدتی است که خیلی ساکت است.
The case study highlighted instances where a lack of supervision allowed employees to get up to unethical practices, leading to significant financial losses for the company.
مطالعهی موردی مواردی را برجسته کرد که عدم نظارت به کارکنان اجازه داد دست به اقدامات غیراخلاقی بزنند و منجر به زیانهای مالی قابل توجهی برای شرکت شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «get up to» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/get-up-to