گذشتهی ساده:
gave warningشکل سوم:
given warningسومشخص مفرد:
gives warningوجه وصفی حال:
giving warningهشدار دادن، اخطار کردن، از قبل اطلاع دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The mechanic called me to give warning that the repair would take longer than expected.
مکانیک با من تماس گرفت تا از قبل اطلاع دهد که تعمیر بیشتر از حد انتظار طول میکشد.
The early detection system is designed to give warning of seismic activity minutes before a major earthquake strikes.
سیستم تشخیص زودهنگام برای اخطار دادن در مورد فعالیت لرزهای چند دقیقه قبلاز وقوع یک زلزلهی بزرگ طراحی شده است.
Researchers often utilize predictive models to give warning of potential environmental degradation in vulnerable ecosystems.
محققان اغلب از مدلهای پیشبینیکننده برای هشدار دادن در مورد تخریب احتمالی محیطزیست در اکوسیستمهای آسیبپذیر استفاده میکنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «give warning» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/give-warning