ستون چیزی، عضو کلیدی و مهم، پایهی چیزی، رکن اصلی، جزء حیاتی و اساسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Volunteers are the pillars of this humanitarian organization.
داوطلبان، جزء حیاتی این سازمان بشردوستانه هستند.
Education is considered a pillar of a strong society.
آموزش بهعنوان رکن اصلی، جامعهای قوی در نظر گرفته میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pillar of something» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pillar-of-something