Go Numb

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
بی حس شدن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- My fingers went numb from the cold.
- انگشتانم از سرما بی حس شدند.
- After sitting in the same position for hours, his legs went numb.
- بعد از ساعت ها نشستن در یک وضعیت، پاهایش بی حس شدند.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت go numb

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «go numb» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/go-numb

لغات نزدیک go numb

پیشنهاد بهبود معانی