به گردش رفتن، به مکانهای دیدنی رفتن، به مناظر دیدنی رفتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They went sightseeing all day and took lots of photos.
آنها تمام روز به گردش رفتند و عکسهای زیادی گرفتند.
She prefers to go sightseeing on foot to see more details.
او ترجیح میدهد پیاده به مناظر دیدنی برود تا جزئیات بیشتری ببیند.
We decided to go sightseeing around the old town.
ما تصمیم گرفتیم در شهر قدیمی به گردش برویم.
I'm going sightseeing tomorrow with my friends.
من فردا با دوستانم به گردش میروم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «go sightseeing» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/go-sightseeing