مصدر:
hold your breathگذشتهی ساده:
held your breathشکل سوم:
held your breathسومشخص مفرد:
holds his, her, its breathوجه وصفی حال:
holding your breathشکل جمع:
hold your breathsزیستشناسی ورزش یوگا نگهداشتن نفس و متوقف کردن عمدی دم و بازدم برای مدتی کوتاه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی زیستشناسی
The swimmer held his breath for over two minutes.
شناگر نفس خود را برای بیش از دو دقیقه نگه داشت.
You must hold your breath while the camera takes the image.
شما باید در حالی که دوربین عکس را میگیرد، نفستان را حبس کنید.
روانشناسی منتظر رخ دادن چیزی ماندن (با اضطراب)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The crowd held their breath as the final penalty was taken.
جمعیت در حالی که ضربهی پنالتی آخر زده میشد، نفس خود را در سینه حبس کردند.
We all held our breath waiting for the results to appear.
همهی ما با حبس کردن نفسهایمان منتظر ماندیم تا نتایج ظاهر شوند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hold your breath» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hold-your-breath