با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Intercut

American: ˌɪntəˈkʌt British: ˌɪntəˈkʌt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • verb - transitive verb - intransitive
    (فیلم و تلویزیون و غیره: صحنه را قطع کردن و صحنه یا عکس دیگری را گاهی به‌طور مکرر نشان دادن) میان‌برش
    • - intercut scene
    • - نمای میان‌برش
  • verb - transitive verb - intransitive
    میانبری کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت intercut

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «intercut» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/intercut

لغات نزدیک intercut

پیشنهاد بهبود معانی