آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۴

    Ironically

    aɪˈrɑːnɪkli aɪˈrɒnɪkli

    معنی ironically | جمله با ironically

    adverb C2

    از قضا، جالب اینکه، جالب اینجاست که، بر حسب اتفاق، بر خلاف انتظار

    Ironically, the woman who always preached about healthy eating was caught eating a greasy hamburger.

    جالب اینجاست که زنی که همیشه درمورد سالم غذا خوردن نصیحت می‌کرد، هنگام خوردن یک همبرگر چرب دیده شد.

    He spent years studying to become a doctor, but ironically, he ended up working in a completely different field.

    او سال‌های زیادی را صرف درس خواندن کرد تا دکتر شود اما بر خلاف انتظار در نهایت در یک زمینه‌ی کاملاً متفاوت مشغول به کار شد.

    adverb

    به طعنه، از روی طعنه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج ironically

    معنی ironically به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «ironically» در زبان فارسی به «از قضا»، «جالب اینکه» یا «به‌طرز طنزآمیز» یا «به‌صورت کنایه‌آمیز» ترجمه می‌شود.

    این واژه زمانی به کار می‌رود که نتیجه یا بیان چیزی با انتظار یا پیش‌بینی معمول تفاوت آشکاری داشته باشد و گاهی نوعی تضاد میان ظاهر و واقعیت را نشان دهد. وقتی می‌گوییم چیزی «ironically» اتفاق افتاده است، منظور این است که رویداد یا جمله دارای شکلی طنزآمیز، کنایه‌آمیز یا حتی غیرمنتظره است که توجه شنونده یا خواننده را به تضاد میان آنچه انتظار می‌رفت و آنچه رخ داده جلب می‌کند. این ویژگی باعث شده که این واژه در مکالمات روزمره، ادبیات و رسانه‌ها کاربرد فراوان داشته باشد.

    یکی از جنبه‌های مهم «ironically» در ادبیات و نوشتار است. نویسندگان و روزنامه‌نگاران از این واژه برای برجسته‌کردن تضادها، ایجاد طنز و یا نشان دادن ناهماهنگی‌ها استفاده می‌کنند. برای مثال، وقتی گفته می‌شود: «Ironically, the fire station burned down»، بار معنایی «ironically» به خواننده نشان می‌دهد که اتفاق رخ داده کاملاً برخلاف انتظار طبیعی و معمول بوده و این تضاد خود به نوعی طنز یا حیرت‌آور بودن موقعیت می‌افزاید.

    در زندگی روزمره نیز «ironically» برای اشاره به رویدادهای غیرمنتظره یا موقعیت‌های متناقض به کار می‌رود. این واژه کمک می‌کند تا سخن گوینده یا نویسنده به‌صورت دقیق‌تر منتقل شود، بدون اینکه نیاز به توضیح طولانی باشد. به‌عنوان مثال، وقتی کسی می‌گوید: «Ironically, I forgot my umbrella on the only rainy day this month»، به‌وضوح می‌توان تضاد میان انتظار و واقعیت را مشاهده کرد و حس طنز موقعیت را دریافت.

    از نظر زبانی، «ironically» یک قید است که معمولاً برای توصیف افعال یا جملات به کار می‌رود و با قرار گرفتن در ابتدای جمله یا پیش از فعل اصلی، بار معنایی کنایه‌آمیز یا طنزآمیز را به جمله اضافه می‌کند. این انعطاف‌پذیری آن را در مکالمات روزمره و نوشتار رسمی و ادبی به ابزاری ارزشمند بدل کرده است.

    «ironically» ابزاری برای بیان تضادها، ناهمخوانی‌ها و طنزهای ظریف در زندگی و نوشتار است. این واژه به ما امکان می‌دهد تا تجربه‌ها، موقعیت‌ها و سخنان غیرمنتظره را با لحنی کنایه‌آمیز یا طنزآمیز منتقل کنیم و فهم خواننده یا شنونده را نسبت به تفاوت میان ظاهر و واقعیت افزایش دهیم. استفاده صحیح از «ironically» باعث می‌شود بیان ما دقیق‌تر، جذاب‌تر و معنادارتر شود.

    ارجاع به لغت ironically

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ironically» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ironically

    لغات نزدیک ironically

    • - ironhearted
    • - ironic
    • - ironically
    • - ironing board (or table)
    • - ironist
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.