آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۴

      Irs

      ˌaɪ ɑːr ˈes ˌaɪ ɑːr ˈes

      معنی irs

      abbreviation

      (آمریکا) اداره‌ی کل مالیات‌های درون‌مرزی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد irs

      1. noun The bureau of the Treasury Department responsible for tax collections
        Synonyms:
        internal revenue service

      سوال‌های رایج irs

      معنی IRS به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی IRS که مخفف Internal Revenue Service است، در زبان فارسی به «خدمات درآمد داخلی» یا «ادارهٔ مالیات‌های داخلی ایالات متحده» ترجمه می‌شود.

      این نهاد مسئول اداره و اجرای قوانین مالیاتی فدرال در آمریکا است. توضیح زیر کاملاً خنثی، غیرسیاسی و صرفاً توصیفی است.

      «IRS» سازمانی است که وظیفه‌ی اصلی آن گردآوری مالیات‌های فدرال و نظارت بر اجرای قوانین مرتبط با نظام مالیاتی است. این نهاد با تکیه بر مقررات مالیاتی، فرآیند جمع‌آوری درآمدهای عمومی را مدیریت می‌کند و از این طریق منابع مالی لازم برای خدمات عمومی و اداره‌ی امور دولتی فراهم می‌شود. عملکرد این سازمان بر پایه‌ی ساختار دقیق، قواعد مشخص، و روندهای شفاف مالی انجام می‌گیرد.

      یکی از مسئولیت‌های مهم این نهاد، دریافت اظهارنامه‌های مالیاتی از افراد و شرکت‌ها و بررسی آن‌هاست. این بررسی‌ها با هدف اطمینان از محاسبه‌ی صحیح درآمدها و مالیات‌ها انجام می‌شود. در این فرآیند، IRS از ابزارهای تخصصی، سیستم‌های تحلیلی و روش‌های اداری دقیق استفاده می‌کند تا صحت داده‌ها و تطابق آن‌ها با قوانین موجود را تضمین نماید. این فرایند علاوه بر کنترل مالی، نقش مهمی در نظم‌بخشی به فعالیت‌های اقتصادی دارد.

      IRS همچنین به عنوان مرجعی برای ارائه‌ی دستورالعمل، راهنما و تفسیرهای رسمی قوانین مالیاتی فعالیت می‌کند. بسیاری از شهروندان، حسابداران و شرکت‌ها برای درک بهتر مقررات پیچیده مالیاتی، به اسناد راهنمای این سازمان مراجعه می‌کنند. این راهنماها و مقررات کمک می‌کنند افراد بدانند چه میزان مالیات باید پرداخت کنند و چه معافیت‌ها یا تخفیف‌هایی شامل حالشان می‌شود.

      این سازمان، علاوه‌بر گردآوری مالیات، مسئول رسیدگی به درخواست‌های بازپرداخت (Refund) نیز هست. زمانی که میزان مالیات پرداخت‌شده بیش از مقدار مورد نیاز باشد، IRS فرآیند بازپرداخت را مدیریت می‌کند. اجرای صحیح این مرحله باعث ایجاد اعتماد مالی و شفافیت در نظام مالیاتی می‌شود و برای بخش‌های مختلف اقتصادی اهمیت دارد.

      IRS به عنوان نهادی اداری و مالی، نقش کلیدی در مدیریت زیرساخت مالیاتی کشور دارد. فعالیت‌های آن بر پایه‌ی آیین‌نامه‌ها، استانداردهای مالی و روش‌های اداری رسمی صورت می‌گیرد و هدف اصلی آن اجرای منظم قوانین مالیاتی و ایجاد ساختاری منسجم برای گردآوری درآمدهای عمومی است. این سازمان در طول دهه‌ها فعالیت، تبدیل به یکی از مهم‌ترین نهادهای مالی و اداری در حوزه‌ی مدیریت درآمدهای فدرال شده است و عملکرد آن نقشی اساسی در گردش مالی و نظم اقتصادی دارد.

      ارجاع به لغت irs

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «irs» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/irs

      لغات نزدیک irs

      • - irrupt
      • - irruption
      • - irs
      • - irtysh
      • - irving
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.