مهارت دستی، چیرگی دستی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The surgeon's manual dexterity saved the patient's life during the complicated operation.
مهارت دستی جراح در طول عمل پیچیده، جان بیمار را نجات داد.
Playing the piano well requires excellent manual dexterity and coordination.
نواختن خوب پیانو نیاز به مهارت دستی و هماهنگی عالی دارد.
Manual dexterity is essential for assembling small electronic components.
برای مونتاژ قطعات کوچک الکترونیکی، چیرگی دستی ضروری است.
He lost some manual dexterity after the injury but regained it with physical therapy.
او پساز آسیب، مقداری از مهارت دستیاش را از دست داد اما با فیزیوتراپی آن را پس گرفت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «manual dexterity» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/manual-dexterity