روانشناسی سلامت روان فراشناخت، شناختشناسی، دانستنِ دانستن، شناخت دربارهی شناخت (آگاهی و درک از فرآیندهای فکری خود)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی سلامت روان
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Metacognition helped her notice why she kept making the same mistake.
فراشناخت به او کمک کرد که دلیل تکرار همان اشتباه را متوجه شود.
Students with strong metacognition can identify when they do not understand a concept.
دانشآموزانی که شناختشناسی قوی دارند، میتوانند تشخیص دهند که چه زمانی یک مفهوم را درک نمیکنند.
He used metacognition to plan and monitor his problem-solving steps.
او از فراشناخت برای برنامهریزی و پایش مراحل حل مسئلهاش استفاده کرد.
Metacognition involves thinking about how you think and learn.
فراشناخت شامل اندیشیدن دربارهی نحوهی فکر کردن و یادگیری شماست.
Developing metacognition can lead to more effective problem-solving.
توسعهی فراشناخت میتواند به حل مسئلهی مؤثرتر منجر شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «metacognition» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/metacognition