Muscat

ˈməskæt ˈmʌskæt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
مسقط

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد muscat

  1. noun sweet aromatic grape used for raisins and wine
    Synonyms:
    muscat grape muscatel muscadel muscadelle
  1. noun any of several cultivated grapevines that produce sweet white grapes
    Synonyms:
    muskat
  1. noun A port on the Gulf of Oman and capital of the sultanate of Oman
    Synonyms:
    capital of Oman masqat

ارجاع به لغت muscat

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «muscat» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/muscat

لغات نزدیک muscat

پیشنهاد بهبود معانی