تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
فرشتهی رهنمای من
فرشتهی محافظ من
به عقیدهی من
به نظر من
تا آنجا که میدانم
تا آنجا که من میدانم
با شگفتی متوجه شدم، در کمال تعجب من
به عقیدهی من، از نظر من
یک جای متعلق به خودم (یک مکان شخصی)
این اعتقاد راسخ من است
بنابر عقیدهی راسخ من
i can't believe my eyes (or ears)
نمیتوانم آنچه را که میبینم (یا می شنوم) باور کنم
به خونم تشنهاند.
از ته دل، از صمیم قلب
دلم زیر و رو میشود، حالم به هم میخورد.
هرگز (اجازه نخواهم داد)، کاملاً مخالفم
my (or his, etc.) heart bleeds (for someone)
(برای کسی) خیلی تأسف میخورم، (برای کسی) دلم میسوزد.
اگر درست یادم باشد، اگر اشتباه نکنم
اگر اشتباه نکنم، اگر درست یادم باشد، اگر حافظهام دست بدهد
تا آنجا که به یاد دارم
you scratch my back and i'll scratch yours
اگر تو به من کمک کنی من هم به تو کمک خواهم کرد
sticks and stones may break my bones but words will never hurt me
با سنگ و چوب میتوان مرا رنج داد؛ ولی حرف (ناسزا) به من آسیبی نمیرساند
قسم میخورم!، باور کن!، به جان خودم!، قول میدهم!، به شرافتم قسم!
the world is your (or my etc.) oyster
دنیا به کام تو (یا من و غیره) است
یا حرف من یا هیچی، همین که من میگم (حرف، حرف منه) (رو حرف من، حرف نباشه)
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «my» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/my