شکل نوشتاری دیگر این لغت: nonbinary
غیردوگانه
The issue is non-binary and can't be solved with a simple yes or no.
این مسئله غیردوگانه است و با یک بله یا خیر ساده قابل حل نیست.
Climate change is a non-binary problem that requires nuanced solutions.
تغییرات اقلیمی یک مشکل غیردوگانه است که نیاز به راهحلهای دقیق و چندوجهی دارد.
جنسیت نانباینری، غیردوگانه، نادوگانه (افرادی که هویت جنسیتی خود را منحصراً مرد یا زن نمیدانند)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Alex identifies as non-binary.
الکس خود را غیردوگانه معرفی میکند.
The university has a non-binary student organization.
دانشگاه یک سازمان دانشجویی برای افراد نانباینری دارد.
Doctors should respect non-binary patients' identities.
پزشکان باید هویت بیماران نادوگانه را محترم بشمارند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «non-binary» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/non-binary