آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ مهر ۱۴۰۵

      Nordic

      ˈnɔːrdɪk ˈnɔːdɪk

      صفت تفضیلی:

      more nordic

      صفت عالی:

      most nordic

      معنی nordic | جمله با nordic

      adjective B2

      ‫نوردیک‬ (مربوط به کشورهای شمال اروپا)

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      She dreams of visiting the Nordic countries to see the Northern Lights.

      او آرزوی سفر به کشورهای نوردیک را برای دیدن شفق شمالی دارد.

      The economic models prevalent in Nordic nations often emphasize social welfare and high levels of public service provision.

      مدل‌های اقتصادی رایج در کشورهای نوردیک اغلب بر رفاه اجتماعی و سطوح بالای ارائه‌ی خدمات عمومی تأکید دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The integration of renewable energy sources is a significant characteristic of the energy policies adopted by many Nordic states.

      ادغام منابع انرژی تجدیدپذیر یک ویژگی مهم سیاست‌های انرژی است که توسط بسیاری از کشورهای نوردیک اتخاذ شده است.

      adjective B2

      ‫نوردیک‬ (مربوط به مردم با موهای روشن، چشمان آبی و پوست روشن کشورهای شمال اروپا)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Her striking blue eyes and light complexion gave her a distinctly Nordic appearance.

      چشمان آبی خیره‌کننده و چهره‌ی روشنش به او ظاهری کاملاً نوردیک می‌بخشید.

      Research indicates a higher prevalence of certain genetic markers within populations traditionally categorized as Nordic.

      تحقیقات نشان می‌دهد که شیوع بالاتری از نشانگرهای ژنتیکی خاص در جمعیت‌هایی که به‌طور سنتی نوردیک طبقه‌بندی می‌شوند، وجود دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Despite regional variations, a common ancestral lineage is often attributed to groups exhibiting typical Nordic phenotypes.

      باوجود تفاوت‌های منطقه‌ای، یک نسب اجدادی مشترک اغلب به گروه‌هایی که فنوتیپ‌های معمولی نوردیک را نشان می‌دهند، نسبت داده می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nordic

      1. noun The northern family of Germanic languages that are spoken in Scandinavia and Iceland
        Synonyms:
        scandinavian norse Scandinavian language north-germanic North Germanic language

      ارجاع به لغت nordic

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «nordic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nordic

      لغات نزدیک nordic

      • - nor gate
      • - nora
      • - nordic
      • - noria
      • - norm
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.