در پی، مصمم، کوشا (برای چیزی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The team is out to win the championship this year, training harder than ever before.
تیم مصمم است که امسال قهرمانی را به دست آورد و سختتر از همیشه تمرین میکند.
Educational institutions are increasingly out to foster critical thinking skills among students, preparing them for complex problem-solving in future careers.
مؤسسات آموزشی بهطور فزایندهای در پی پرورش مهارتهای تفکر انتقادی در میان دانشآموزان هستند و آنها را برای حل مسائل پیچیده در مشاغل آینده آماده میکنند.
Contemporary architects are often out to integrate sustainable design principles into their urban planning projects, aiming for environmental harmony.
معماران معاصر اغلب در پی ادغام اصول طراحی پایدار در پروژههای شهرسازی خود هستند و هدفشان هماهنگی زیستمحیطی است.
put (something) out to contract
به مقاطعه دادن، (در مورد شرکت بزرگتر) کاری را طبق قرارداد قبول کردن و سپس به مقاطعه کاران کوچکتر تفویض کردن
1- (در مرتع) چراندن، به چرا واداشتن 2- از کار برکنار کردن، کنارگذاشتن، وادار به استراحت کردن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «out to» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/out-to