آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ شهریور ۱۴۰۴

    Over The Years

    معنی over the years | جمله با over the years

    در طی سال‌ها، در طول سال‌ها، طی سالیان سال، طی سالیان متمادی، طی گذشت سال‌ها

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    His beliefs have changed significantly over the years.

    عقاید او در طی سال‌ها به‌طور قابل توجهی تغییر کرده است.

    Over the years, I've learned that patience is key to success.

    طی سالیان متمادی، یاد گرفته‌ام که صبر کلید موفقیت است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج over the years

    معنی over the years به فارسی چی می‌شه؟

    عبارت «over the years» در زبان فارسی به «طی سال‌ها» یا «در طول سال‌ها» ترجمه می‌شود.

    «Over the years» برای توصیف تغییرات، پیشرفت‌ها، تجربیات یا رویدادهایی به کار می‌رود که در طول بازه‌ای طولانی از زمان رخ داده‌اند. این عبارت نشان می‌دهد که آنچه بیان می‌شود نتیجه‌ی فرآیندی طولانی و تدریجی است و تجربه‌ها یا تحولات زمانی را در بر می‌گیرد. برای مثال، جمله‌ی «Over the years, she has become an expert in her field» یعنی «طی سال‌ها، او در حوزه‌ی خود متخصص شده است» و بیانگر روند تدریجی کسب تجربه و مهارت است.

    از منظر روانشناسی و اجتماعی، «over the years» اهمیت زمان و تجربه را در شکل‌دهی شخصیت، مهارت‌ها و دانش افراد نشان می‌دهد. این عبارت یادآور می‌شود که رشد و پیشرفت نیازمند صبر، پشتکار و مواجهه با چالش‌های متعدد در طول زمان است. همچنین، این عبارت می‌تواند به تأمل بر گذشته و بررسی مسیر طی شده کمک کند تا فرد یا گروه بهتر بتوانند مسیر آینده را برنامه‌ریزی کنند.

    کاربرد استعاری «over the years» نیز رایج است و می‌تواند به تغییرات تدریجی در نگرش‌ها، روابط، فرهنگ یا شرایط اجتماعی اشاره داشته باشد. برای مثال، جمله‌ی «Over the years, the city has transformed dramatically» یعنی «طی سال‌ها، این شهر به‌شدت تغییر کرده است» و نشان‌دهنده‌ی تحولات تدریجی و انباشته در طول زمان است. این کاربرد استعاری قدرت واژه را در توصیف روندها و تغییرات گسترده افزایش می‌دهد.

    از لحاظ سبکی، «over the years» یک عبارت رسمی و در عین حال روان است که در نوشتار و گفتار روزمره، مقالات، گزارش‌ها، خاطرات و سخنرانی‌ها کاربرد دارد. این عبارت به متن حس زمان، تجربه و فرآیند تدریجی می‌دهد و کمک می‌کند که خواننده یا شنونده ارتباط بهتری با سیر تاریخی یا روند تغییرات برقرار کند.

    از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی، «over the years» بازتاب‌دهنده‌ی اهمیت صبر، تجربه و مرور زمان در زندگی انسان است. این عبارت یادآور می‌شود که بسیاری از دستاوردها، تغییرات و موفقیت‌ها نتیجه‌ی تلاش‌ها و تجارب انباشته در طول زمان هستند و ارزش روند تدریجی در شکل‌گیری شخصیت و محیط اجتماعی را برجسته می‌کند.

    ارجاع به لغت over the years

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «over the years» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/over-the-years

    لغات نزدیک over the years

    • - over the top
    • - over the transom
    • - over the years
    • - over there
    • - over weight (under weight)
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.