گذشتهی ساده:
overgeneralizedشکل سوم:
overgeneralizedسومشخص مفرد:
overgeneralizesوجه وصفی حال:
overgeneralizingشکل نوشتاری دیگر این لغت: over-generalize
در انگلیسی بریتانیایی میتوان بهجای overgeneralize یا over-generalize از over-generalise استفاده کرد.
در انگلیسی بریتانیایی بهجای overgeneralize معمولاً از overgeneralise استفاده میشود.
تعمیم دادن، عمومی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
While some patterns may emerge, one must be careful not to overgeneralize the economic challenges of a single developing nation to all countries in the region.
درحالیکه ممکن است برخی الگوها پدیدار شوند، باید مراقب بود که چالشهای اقتصادی یک ملت درحال توسعه را به همهی کشورهای منطقه تعمیم ندهیم.
Students should be wary of arguments that overgeneralize historical trends, as specific contexts often have unique influencing factors.
دانشجویان باید نسبت به استدلالهایی که روندهای تاریخی را تعمیم میدهند، محتاط باشند؛ زیرا اغلب زمینههای خاص دارای عوامل تأثیرگذار منحصربهفردی هستند.
The speaker cautioned against the common error of trying to overgeneralize solutions from one scientific discipline to entirely different fields without careful consideration.
سخنران در مورد خطای رایج تلاش برای تعمیم دادن راهحلها از یک رشتهی علمی به حوزههای کاملاً متفاوت بدون بررسی دقیق هشدار داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «overgeneralize» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/overgeneralize