آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ مهر ۱۴۰۴

      Performable

      معنی performable

      adjective

      قابل‌اجرا، انجام‌پذیر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج performable

      معنی performable به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «performable» در زبان فارسی به معنای «قابل اجرا»، «قابل انجام» یا «قابل ارائه» ترجمه می‌شود.

      این واژه به چیزی اشاره دارد که می‌توان آن را اجرا کرد، عملی نمود یا به نمایش گذاشت. Performable اغلب در زمینه‌های هنری، فنی یا حتی عملیاتی به کار می‌رود و نشان می‌دهد که یک ایده، اثر، یا برنامه به مرحله‌ی اجرا و تحقق می‌رسد.

      در حوزه‌ی هنر و موسیقی، performable به آثاری اطلاق می‌شود که قابلیت اجرا در صحنه، کنسرت یا نمایش را دارند. برای مثال، یک قطعه موسیقی، نمایشنامه یا رقص زمانی performable است که بتوان آن را با ابزار، مهارت و شرایط موجود به اجرا درآورد. جمله‌ای مانند “This piece is technically performable by a student orchestra.” — «این قطعه به لحاظ فنی توسط یک ارکستر دانش‌آموزی قابل اجراست» — نمونه‌ای از این کاربرد است.

      در علوم و فناوری، واژه‌ی performable می‌تواند به برنامه‌ها، پروژه‌ها یا فرآیندهایی اشاره کند که قابل عملیاتی شدن هستند. برای مثال، یک برنامه نرم‌افزاری زمانی performable است که بتوان آن را روی سیستم اجرا کرد و خروجی مورد انتظار را ارائه دهد. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی قابلیت عملی و تحقق یک ایده یا طراحی است.

      در زمینه‌ی آموزشی یا پژوهشی نیز، performable به تکالیف یا فعالیت‌هایی گفته می‌شود که دانش‌آموزان یا پژوهشگران قادر به انجام آن‌ها هستند. این مفهوم به طراحی مناسب و قابل دسترس بودن فعالیت‌ها اشاره دارد و اهمیت زیادی در یادگیری عملی و توسعه مهارت‌ها دارد.

      واژه‌ی performable یادآور قابلیت اجرا و تحقق ایده‌ها و طرح‌ها است. این کلمه تأکید می‌کند که صرف داشتن ایده یا اثر کافی نیست، بلکه امکان عملیاتی کردن آن و به اجرا درآوردنش، معیار اصلی برای کاربردی بودن و ارزش واقعی آن است. چه در هنر، چه در علم یا آموزش، performable بودن، شرط تحقق و نمایش واقعی هر پروژه یا اثر است.

      ارجاع به لغت performable

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «performable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/performable

      لغات نزدیک performable

      • - perform a dance
      • - perform a task
      • - performable
      • - performance
      • - performance art
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      electro embryo ex euro at b bi broncho chromo d GEO IM inter intro is گرداگرد چاشت حیف جور توبه‌نامه رغبت رخش زادگاه نزاکت همدل آرزومندی افسوس پیرامون تفخیذ دمادم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.