برنامهریزی بلندمدت کردن، از قبل برنامهریزی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
If you plan ahead, you can finish the project without rush.
اگر از قبل برنامهریزی کنی، میتوانی پروژه را بدون عجله تمام کنی.
Plan ahead for your retirement by saving a portion of your salary.
برای بازنشستگی از قبل برنامهریزی کن و بخشی از حقوقت را پسانداز کن.
They planned ahead to renovate the house room by room.
آنها از قبل برنامهریزی کردند که خانه را اتاقبهاتاق بازسازی کنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «plan ahead» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/plan-ahead