صفت تفضیلی:
more recursivelyصفت عالی:
most recursivelyریاضی زبانشناسی پیاپیوار، بازگشتانه، قابل برگشت، بهطور مکرر، بهصورت بازگشتی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The intricate structure of fractals is generated recursively, demonstrating self-similarity at varying scales.
ساختار پیچیدهی فراکتالها بهصورت بازگشتی تولید میشود و خودهمانندی را در مقیاسهای مختلف نشان میدهد.
To solve the puzzle, you need to apply the same rule recursively until you reach the final state.
برای حل پازل، باید همان قانون را پیاپیوار اعمال کنید تا به حالت نهایی برسید.
Researchers are investigating how certain biological processes, such as cell division, operate recursively to maintain organismal development.
محققان درحال بررسی چگونگی عملکرد بازگشتی برخی فرآیندهای بیولوژیکی، مانند تقسیم سلولی، برای حفظ رشد ارگانیسم هستند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «recursively» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recursively