اقتصاد جامعهشناسی به خاطر پول در تنگنا قرار گرفتن، نداشتن پول کافی یا مواجه بودن با کمبود شدید نقدینگی در یک زمان مشخص
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I’m a bit strapped for cash this week, so I don't think I can join you for dinner.
من این هفته کمی دستم خالی است (مضیقهی مالی دارم)، بنابراین فکر نمیکنم بتوانم برای شام به شما ملحق شوم.
The local library is severely strapped for cash and might have to reduce its opening hours.
کتابخانهی محلی با کمبود شدید بودجه مواجه است و ممکن است مجبور شود ساعات کاری خود را کاهش دهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «strapped for cash» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/strapped-for-cash