تکنولوژی شیفتهی تکنولوژی، خورهی فناوری، عاشق تکنولوژی، تکنولوژیپرست
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
As a technophile, Maria always buys the latest smartphones.
ماریا بهعنوان یک شیفتهی تکنولوژی همیشه جدیدترین گوشیها را میخرد.
Many technophiles attended the gadget expo on Saturday.
بسیاری از خورههای فناوری شنبه در نمایشگاه گجت شرکت کردند.
Being a technophile, he follows every tech blog and podcast.
او بهعنوان یک عاشق تکنولوژی هر وبلاگ و پادکست فناوری را دنبال میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «technophile» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/technophile