امکان ندارد، وجود ندارد، در کار نیست، یافت نمیشود، دیده نمیشود، به چشم نمیخورد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
There is no evidence to support his claim.
هیچ مدرکی برای اثبات ادعای او وجود ندارد.
There is no sign of life in the abandoned house.
در آن خانهی متروکه هیچ نشانهای از زندگی دیده نمیشود.
There is no way to turn back now.
حالا دیگر راهی برای بازگشت وجود ندارد.
There is no point in arguing with him.
بحث با او هیچ فایدهای ندارد.
ضرری ندارد، بیزیان است، چرا نه
غیرممکن است
نمیتوان گفت، نمیتوان پیشبینی کرد
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «there is no» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/there-is-no