شفاهی، شفاهاً، بهصورت شفاهی، لفظی
She gave me the instructions verbally.
او دستورالعملها را شفاهی به من داد.
The agreement was made verbally, not in writing.
توافق بهصورت شفاهی انجام شد، نه کتبی.
کلامی، بهصورت کلامی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The manager verbally warned the employee about his behavior.
مدیر بهصورت کلامی به کارمند دربارهی رفتار او هشدار داد.
He agreed verbally to the terms of the contract.
او بهصورت کلامی با شرایط قرارداد موافقت کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «verbally» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/verbally