صحتپذیری، تأییدپذیری
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The scientist emphasized the verifiability of the experiment's results.
دانشمند بر صحتپذیری نتایج آزمایش تأکید کرد.
The data must be recorded to ensure verifiability.
برای تضمین تأییدپذیری، دادهها باید ثبت شوند.
Verifiability is essential in scientific research.
صحتپذیری در پژوهشهای علمی ضروری است.
This claim lacks verifiability without supporting evidence.
این ادعا بدون شواهد پشتیبان فاقد تأییدپذیری است.
Transparent methods improve verifiability.
روشهای شفاف صحتپذیری را بهبود میبخشند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «verifiability» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/verifiability