شکل جمع:
workspacesکسبوکار محیط کاری، فضای کاری
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
She decorated her workspace with plants and photos.
او محیط کاریاش را با گیاهان و عکسها تزئین کرد.
Working in a quiet workspace helps me focus on complex tasks.
کار کردن در محیط کاری ساکت به من کمک میکند که روی کارهای پیچیده تمرکز کنم.
A comfortable chair is essential for a healthy workspace.
صندلی راحت برای داشتن یک محیط کاری سالم ضروری است.
کامپیوتر ورکاسپیس (فضای کار در صفحهنمایش رایانه و نحوهی چیدمان آن)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I saved my workspace layout before installing the new software.
قبلاز نصب نرمافزار جدید، چیدمان ورکاسپیسم را ذخیره کردم.
You can customize the workspace by moving panels and toolbars.
میتوانید با جابهجایی پنلها و نوارابزارها، ورکاسپیس را سفارشی کنید.
A clean workspace improves productivity and focus.
ورکاسپیس مرتب باعث افزایش بهرهوری و تمرکز میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «workspace» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/workspace