rinsing, washing, rinse, ablution
rinsing
washing
rinse
ablution
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آبکشی ظرفها آخرین مرحلهی فرایند تمیزکاری بود.
The rinsing of the dishes was the last step in the cleaning process.
آرایشگر مو آبکشی مو با شراب سیب را برای درخشش بیشتر پیشنهاد کرد.
The hairstylist suggested a rinsing of the hair with apple cider for added shine.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «آبکشی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/آبکشی