هنر studio, workshop, flatlet
studio
workshop
flatlet
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
صدای مجری رادیو در استودیو پیچید.
The radio presenter's voice echoed through the studio.
ما از استودیوی عکاس بازدید کردیم تا پرترههای جدید او را ببینیم.
We visited the photographer's workshop to see her new portraits.
استودیو برای رسیدن به ظاهری طبیعیتر، جلوههای عملی را با جلوههای تصویری رایانهای ترکیب کرد.
The studio combined practical effects with CGI to achieve a more natural look.
استودیوی طبقهی بالا پنجرههای بزرگی برای نور طبیعی دارد.
The workshop on the top floor has large windows for natural light.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «استودیو» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/استودیو