elevated, eminent, prominent, protuberant, bulging, jutting, projecting
elevated
eminent
prominent
protuberant
bulging
jutting
projecting
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
جای زخم، ردی برآمده روی پیشانیاش گذاشته بود.
The scar left a prominent mark on his forehead.
پساز اینکه پوست برآمده و قلنبهقلنبه شد، چرک تولید میشود.
After the skin becomes elevated and lumpy, pus forms.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «برآمده» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/برآمده