fruitful, healthy, mature, vigorous, fertile, fecund, robust, hardy
fruitful
healthy
mature
vigorous
fertile
fecund
robust
hardy
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
نگردد شاخک بیبن برومند، به این معنی که موفقیت بدون داشتن پایهای قوی یا راهنمایی مناسب غیرممکن است.
A rootless twig will never become fruitful, which means success is impossible without a strong foundation or proper guidance.
شاعر از تصاویر طبیعت استفاده میکند تا به ما بیاموزد رشد انسان نیازمند ریشه است، چرا که نگردد شاخک بیبن برومند.
The poet uses nature imagery to teach us that human growth requires roots, as a rootless twig will never become fruitful.
مرد برومند
a healthy man
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «برومند» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/برومند